خسته از دلداری های مجازی،
دلم شانهای حقیقی میخواهد...!
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
روزای جمعه هر کاریم کنم بازم جای خالیت
حس میشه کنارم
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ با ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ! ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ، ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ و ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ.. ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ می داند ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ می کنی ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ "ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ" ﺗﻮ ﺭﺍ می فهمد... .
[ چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۵ ] [ 1:52 ] [ zahra ] [ ]
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
امشب اولین شبی بود که فهمیدم عاشقت شدم
رفتم استخاره کردم اومدحتما انجام بده
خداکنه توام دلت باهام باشه
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
فکر کردن بهت همه جا لذت بخشه
حتی سر کار یهو میای تو یادم
عاشق همون لبخندم که میاد روی لبم
چون تو باعث اون لبخندی
خود تو
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
میدانی بهشت کجاست ...؟
یک فضای چند وجب در چند وجب ؛
بین بازوهای کسی که دوستاش داری !
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
خوب دل ادم گاهی دیوونگی میخواد
دل من که اینجوریه مثلا دوست داشتم
الان باهات از خونه میزدم بیرون تو این سرما
دلم هوس بستنی میکرد بعد توام برام میخردی
بعد بستنی رو میخوردم و میگفتم سردم شده
منو محکم بغلت میگرفتی و گرمم میکردی
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان
برچسب:
نویسنده: نیما رستمیان